Review
Bury Our Bones in the Midnight Soil
Synopsis:
A centuries-long tale of three women from different eras, connected by blood, immortality, and hunger. Sabine, Charlotte, and Alice are all hundreds of years apart, but Schwab gradually paints a complex narrative that brings them all together, while describing multiple fascinating periods of history in ways only she can. Also, there are vampires. Lots and lots of vampires.
Review
در سال ۲۰۲۰، شواب خوانندگان را با ادی لارو، زن جوانی که برای جلوگیری از ازدواجی ناخواسته در اوایل قرن هجدهم فرانسه، معاملهای فاوستی انجام میدهد، آشنا کرد. در کتاب «زندگی نامرئی ادی لارو» ، شواب ادی را در طول قرنها دنبال میکند، زیرا ادی با حیلهگری و قدرت اراده خود، معامله را تقریباً به آنچه میخواست تبدیل میکند و یاد میگیرد که با شرایط توافقی که در آن وارد شده است، زندگی کند.
حالا، شواب با داستان سه زن، ماریا، لاتی و آلیس، برگشته است. در حالی که آنها قرنها و خلق و خوهای متفاوتی دارند، یک تجربه مشترک بین همه آنها وجود دارد: آنها زندگیای را تجربه میکنند که خودشان انتخاب نکردهاند و برای آن به اندازه کافی آماده نشدهاند. آنها باید محدودیتهایی را که آنها را تعریف میکند، چه فیزیکی و چه فرهنگی، بیاموزند. آنها در برابر برخی تسلیم میشوند، برخی دیگر را به چالش میکشند و حتی بیشتر را کاملاً نادیده میگیرند. و ممکن است یاد بگیرند که نحوه زندگی کردن، نه مدت زمان آن، مهمترین درس از همه است.
در کتاب «استخوانهایمان را در خاک نیمهشب دفن کن» ، وی. ای. شواب داستان دیگری از زندگی یک انسان تقریباً جاودانه با دیدگاهی قطعاً تاریکتر را روایت میکند. برخلاف آدی لارو، که با میل و رغبت وارد معاملهای شد تا به خواستهاش برسد و سپس یاد گرفت که چگونه در محدودیتهایی که پذیرفته بود زندگی کند، ماریا، لوتی و آلیس خود را در شرایطی مییابند که ممکن است به طور فعال به دنبال آن نبوده باشند و تقریباً هیچ چیز در مورد آن نمیدانند، وقتی سفرشان آغاز میشود. آنها سالها صرف یادگیری پارامترها و هزینههای وجودشان برای خود و اطرافیانشان میکنند.
شواب همچنین به بررسی مبارزاتی میپردازد که زنان قرنهاست در برابر محدودیتها و انتظاراتی که فرهنگها بر آنها تحمیل کردهاند، تحمل کردهاند (و اینکه این محدودیتها و انتظارات اغلب وقتی واقعاً مورد سوال یا چالش قرار میگیرند، مضحک هستند). این کتاب، نبوغی را که زنان بارها برای دور زدن این محدودیتها به آن تکیه کردهاند و هزینههایی را که اغلب هنگام کشف آنها میپردازند، نشان میدهد. همچنین نگاهی اجمالی به این موضوع میاندازد که وقتی زنان آگاهانه تصمیم میگیرند که دیگر طبق آن قوانین بازی نکنند، چقدر باید آزادکننده باشد.
همانطور که در مورد تمام آثار شواب صادق است، شخصیتهای او جذاب هستند. آنها به راحتی قابل تشخیص هستند و همگی روحهایی هستند که به طرق مختلف توسط دنیای اطرافشان و کسانی که به آنها نزدیک هستند آسیب دیدهاند. در حالی که خوانندگان ممکن است همیشه با تصمیمات یا اهداف آنها موافق نباشند، آنها را درک خواهند کرد.
شواب همچنین با یک کلیشه ادبی جاافتاده بازی میکند، «قوانین» تثبیتشده را بازتعریف یا رد میکند، و در عین حال قوانین جدیدی را برای روایت داستانی که میخواهد تعریف کند، اضافه میکند.
«استخوانهایمان را در خاک نیمهشب دفن کن» رمانی جذاب، هیجانانگیز و ترسناک است. و شاید بتوان آن را دوقلوی بسیار تاریکتر و شیطانیتر «زندگی نامرئی آدی لارو» دانست.