Review
But Not Too Bold
Synopsis:
In her debut novella, Hache Pueyo tells a story that is a bit Gothic Horror, a bit classic Mystery, a bit Romance, and a bit Fairy Tale, and the resulting novella is magical. Pueyo creates a striking balance between prose that is almost dreamlike while simultaneously providing sharp and, at times, frighteningly clear depictions of the characters and locations.
Brief, but wondrous and wonderful, But Not Too Bold will leave readers wondering where Pueyo will take them next.
Review
زندگی دالیا صبح روزی که خدمتکار یادداشت تایپشدهای را پیدا کرد که روی آن نوشته شده بود:
«استخدام یک کلیددار جدید؛ فوری؛ قبل از سپیده دم»
همه در خانه هوسباز میدانستند که یادداشت به چه معناست و چه کسی آن را نوشته است. نویسنده آن، بانوی خانه هوسباز، بانو آناتما، یک عنکبوت غولپیکر/انسان دورگه با علاقه به لودانوم بود که به دنبال عروس میگردد. معنای یادداشت واضح بود: کلیددار پیر مرده بود و دالیا، شاگردش، جای او را میگرفت.
تا جایی که دالیا به یاد دارد، شاگرد خانم ماتیلد، نگهبان کلیدها، بوده است. حالا خانم ماتیلد رفته و دالیا نگهبان جدید کلیدها شده است. دالیا در اولین برخوردش با لیدی آناتما متوجه میشود که خانم ماتیلد به این دلیل مرده است که لیدی آناتما معتقد بوده خانم ماتیلد چیزی را از خانهی هوسباز دزدیده است. دالیا میتواند لیدی آناتما را متقاعد کند که خانم ماتیلد بیگناه بوده است، اما حالا او مسئول شناسایی دزد و بازگرداندن اشیاء دزدیده شده است. و او باید این کار را قبل از اینکه لیدی آناتما آنقدر آشفته شود که دالیا را نیز بخورد، انجام دهد...
هاچه پویو در اولین رمان کوتاه خود، داستانی را روایت میکند که کمی ترسناک گوتیک، کمی معمایی کلاسیک، کمی عاشقانه و کمی افسانهای است و رمان کوتاه حاصل، جادویی است.
پویئو تعادل چشمگیری بین نثری تقریباً رؤیاگونه و همزمان ارائه تصاویر تیز و گاهی ترسناک و واضح از شخصیتها و مکانها ایجاد میکند.
خانهی هوسباز پوئیو به عنوان یک «کاخ نئوگوتیک با الهام از ژرمنی» و یک «سنگفرش فلاندری» پوشیده از موجودات گارگویلمانند توصیف شده است. مانند خود رمان، این خانه نیز رویای تبآلودی از سبکهایی است که نباید با هم خوب کار کنند، اما با این حال این کار را میکنند. و توسط کارکنانی نگهداری میشود که همگی میدانند معشوقهشان یک هیولا است، اما یاد گرفتهاند که تا حد امکان، هوسهای او را (که به اندازه خانهاش هوسبازانه هستند) هدایت کنند.
پوئیو ماهرانه از داستانهای افسانهای قوی در طرح داستان خود بهره میبرد و به طور آزادانه از داستانهای «ریش آبی» و «دیو و دلبر» برای عناصر رمان کوتاه خود بهره میبرد. کارکنان خانه هوسباز شاهد بودهاند که زنان جوان متعددی به عنوان عروسهای بالقوه به بانو آناتما معرفی شدهاند، که هیچکدام از آنها زنده از خانه بیرون نرفتهاند، بلکه به جای ازدواج، بلعیده شدهاند. دالیا این را میداند و همچنین درک میکند که چگونه به موقعیت فعلی خود رسیده است. اما از همان ابتدا مشخص میشود که او به بانو آناتما جذب شده است. همچنین مشخص است که این احساس ممکن است دو طرفه باشد. همانطور که آنها رابطه جدید خود را بررسی میکنند، و دالیا اکنون مستقیماً به بانو خدمت میکند، تنش عاشقانه بین آنها به چیزی ملموس تبدیل میشود.
«اما نه خیلی جسورانه» کوتاه، اما شگفتانگیز و شگفتانگیز است و خوانندگان را به این فکر فرو میبرد که پویئو در ادامه آنها را به کجا خواهد برد.
- مصاحبه با نویسنده را اینجا بخوانید.